راهبردهايي براي موفقيت مديريت فرايند مدار در مدرسه
http://madaresekaramad.ir
به نقل از سایت مدارس کارامد
مديران مدارس در پي يافتن راهبردهايي براي تعليم و تربيت بهتر دانشآموزان، توسعه عملكرد مدرسه و ارتقاي كيفي جامع مدارس هستند. مديريت فرايند مدار تلاش مي كند، تا نظارت و هدايت بيشتر، همراه با دريافت بازخورد، از آنچه كه در مدرسه رخ مي دهد، آگاهي يافته، و نسبت به فراهم شدن موجبات كيفيت بيشتر مدرسه انديشه كند. داشتن مدارس كيفي و به تعبير ديگر « مدرسه غني، مستلزم توجه و عمل به راهبردهاي فرايندي است.» داشتن استراتژي كمك ميكند تا همه فعاليتها و برنامههاي مدرسه هم جهت شده در طول هدف به پيش برود. استراتژي كمك ميكند تا اثربخشي مدرسه افزايش يابد. مديريت فرايند مدار يعني عمل به استراتژيهايي كه در فرايند مديريت در مدرسه مي تواند مطمح نظر باشد. اكنون به شرح بخشي از اين استراتژيهاي فرايندي ميپردازيم.
1 - راهبرد تغيير بينش:
در مديريت فرايند مدار، تمركز نگاه مديريت مدرسه، به فرايند سيستم مدرسه است. به عبارتي ديگر انتقال از نگاه سنتي درونداد مدار به رويكرد فرايند مدار است. بينش مديران به اين جهت گرايش پيدا كند كه بهبود فرايند، مستلزم رويكردي فرايند مدار است. اولين قدم براي انتقال، درك نياز به تغيير است. قدم دوم بصيرت در خصوص عوامل تغيير ميباشد و تلاشي كه براي رسيدن به آن بايد صورت بگيرد. مديران فرايند مدار، به مديريت تغيير كه همانا مديريت استراتژيك و راهبردي است، باور دارد. او بر اين اعتقاد است كه با توجه به عصر فرا صنعتي و عصر اطلاعات و دانش و توسعه روز افزون فن آوري ها همه چيز به جز تغيير در حال تغيير است. تنها تغيير است كه هميشه ثابت است. مديران مدارس بايد در مقابل تغييرات و اصلاحات نگاه مثبت داشته باشند، تا بتوانند تغييرات را مديريت كنند.
2 - راهبرد تشكيل گروههاي خودكفا:
گروه هاي خودكفا، متشكل از كارمنداني است، كه يك محصول خاص را توليد، يا خدمتي را به گروهي خاص از مشتريان، ارائه مي دهند. در مدارس، گروهها ممكن است به وسيله پايههاي تحصيلي يا گروه هاي علمي و آموزشي تعريف شوند.
3 - راهبرد اطلاعات:
مديران مدارس كيفي جامع، جهت تبيين فرهنگ و محيط مدرسه خود اطلاعيه هايي نوشته و توانايي هاي خود را به والدين و دانشآموزان انتقال مي دهند؛ مديران مدارس كيفي جامع كه به روش مديريت فرايند مدار، رهبري مدرسه را بر عهده دارند، به رغم شيوه رايج انتقال اطلاعات به صورت غيررسمي، و به شيوه هاي رسمي تر؛ از جمله به كارگيري دستورالعملهاي مشخص و مكتوب اقدام به اين كار مي كنند. اين مديران شگرد برخورد با مديريت بحران، تأمين نيروهاي انساني، شرح وظايف استراتژي برنامهها و شيوههاي كار و برنامه زمان بندي شده جهت دسترسي به اهداف مدرسه را نوعاً به شكل مكتوب در آورده و در بين اعضاي مدرسه توزيع مي كنند. كه از طريق اين اطلاعات مكتوب مديران مدارس كيفي با اعضاي جامعه در خصوص رسالت مدرسه، ارتباط برقرار مي كنند.
4 - راهبرد پژوهش مشاركتي:
پژوهش مشاركتي معلمان در بهبود فرايند «ياددهي – يادگيري»، فعاليت هاي آموزشي مدرسه و ارتقاي شايستگي هاي حرفه اي معلمان، نقش مهمي دارد. در فرايند پژوهش مشاركتي معلمان فرصت هايي مي يابند، تا با يكديگر كار كنند. پژوهش مشاركتي معلمان در كلاس كه در واقع اثربخش ترين نوع پژوهش در حين عمل است، تأثير سازنده اي در بهبود كيفيت آموزش و پرورش مدرسه و پرورش حرفه اي معلمان دارد.
5 - راهبرد توجه به مثلث انتظارات:
توافق آرا و نظرات، انتظارات و برداشت هاي مدير و كاركنان مدرسه از اهميت بالايي برخوردار است. بدين معني كه انتظار مدير از نقش و وظايفي كه دارد، با انتظار ديگران از نقش مدير و برداشتي كه مدير از نظر ديگران در نقش و وظايف خود دارد، در يك راستا قرار بگيرد، و مدير مدرسه كاملاً از آن مطلع باشد. مثلث و منشور انتظارات، داراي محورهاي زير است: 1 - انتظار مدير از نقش و وظايفي كه دارد. 2 - انتظار ديگران از نقش مدير 3 - برداشتي كه مدير از تصوير ديگران در نقش وظايف خود دارد.
6 - راهبرد زيبا كاركردن به جاي سخت كار كردن:
مديران مدارس بايد زيبا كار كردن را به جاري سخت كار كردن جايگزين كنند. البته شرط توفيق آن در دو چيز است: 1 - مديران آموزش ببينند كه چگونه زيبا، درست، نرم و روان كار كنند، نه سخت و پيچيده. 2 - نظام ارزشيابي پاداش دهي مديران مدارس بر درست و زيبا كار كردن استوار باشد.
7 - راهبرد پوياييهاي گروهي:
استفاده از راهبرد پويايي گروهي، يكي از اقدامات مناسبي است كه در نشان دادن عيب و ايراد، يا ضعف هاي ديگران كارساز ميباشد. اين روش متداول به گونه اي است كه افراد مهم در جلسه گرد هم آمده و با مشاركت در بحث و گفتگو درباره موضوع مورد نظر به يادگيري مي پردازند.
8 - راهبرد برنامه ريزي و خلق استراتژي در مدرسه، نه براي مدرسه:
برنامه ريزي در مدرسه، نه براي مدرسه از نكات بسيار مهمي است كه مديران مدارس بايد به آن توجه كنند. اگر به دنبال تغييرات و توسعه در مدرسه مي باشيم، بايد همه افراد را در همه مراحل برنامه ريزي درگير کرده و مشاركت آنان را برانگيزيم. يعني «برنامه ريزي در مدرسه» داشته باشيم. برنامه ريزي در سازمان، نه براي سازمان؛ يكي از ويژگي هاي برنامه ريزي استراتژيك است. مديريت فرايند مدار مديريت مدرسه محور، بايد در بستر برنامه ريزي استراتژيك انرژي و منابع را جاري سازد. امروزه تغيير را مساوي با مديريت استراتژيك مي دانند. يعني نگاه به آينده و حركت منعطف به سوي آينده.
برنامه ريزي استراتژيك در مدرسه از مراحل زير پيروي مي كنند:
1 - بيان رسالت، مأموريت و چشم انداز مدرسه. 2 - بررسي فرصت ها و تهديدات. 3 - بررسي نكات قوت و ضعف در مدرسه. 4 - تعيين اهداف مدرسه. 5 - تدوين استراتژي هاي خرد و كلان مدرسه از طريق ماتريس SWOT، يعني ماتريس فرصت ها، قوت ها، تهديدها. 6 - برنامه كوتاه مدت مدرسه براساس استراتژي ها. 7 - برنامه بلند مدت براساس استراتژي ها. 8 - اجراي برنامه. 9 - نظارت، كنترل و ارزشيابي براساس شاخص هاي ارزيابي فرايندي و عملكردي. 10 - باز خورد. نتيجه، آن كه اگر مدرسه داراي برنامه استراتژيك و راهبردي باشد، مي تواند به خوبي تغييرات را مديريت و از اقدامات سليقه اي، في البداهه جلوگيري كرده و مانع رواج باند بازي و خود محوري در مدرسه گردد.
9 - راهبرد ارزشيابي كاركنان مدارس:
يكي از امور حساس و بحث برانگيز در مدرسه، ارزشيابي كاركنان مدرسه است. مديران مدارس در فرايند كار معلمان و كاركنان در مدرسه ميتوانند، آنان را به طور مستمر مورد ارزيابي قرار دهند؛ به اين معني كه نقاط ضعف و قوت را به ايشان يادآوري كنند و به آنان فرصت داده و تشويق كنند تا عملكرد خويش را بهبود بخشند، نهايتاً در پايان دوره ارزيابي به ارزشيابي و داوري بپردازند. اين روش كمك ميكند تا افراد به طور مستمر خودشان را بهبود بخشند و در واقع هدف اصلي ارزشيابي نيز بايد هدايت و بهسازي كاركنان باشد نه نظارت و بازرسي و مچ گيري.
+ نوشته شده توسط سیدرضا حجتی در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت
12:31 |